واشینگتن پست 23 سپتامبر 2005 ( ( karl Vick
آری ، با اعتیاد مضاعف به دین و تریاک شاید بتوان خون ملتی را به شيشه کرد وحکومت نمود، ولی تا به کی؟





علی رادبوی





رياضي
"شما ياوه گويان با زندگاني معنوي و سعادت اجتماعي يك گروه انبوه صدها هزار ميليون نفري بازي ميكنيد."
(كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 74)
صد هزار ميليون ميشود صد ميليارد نفر، صدها هزار ميليون را خودتون حساب كنيد. جمعيت جهان چند نفره؟
ميليونها ميليون سلاطين و بزرگان و فلاسفه در عالم آمدند.
(كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 176)
"اسلام ميليونها حكم دارد."
(كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 55)
فلسفه
"فيثاغورث حكيم در زمان سليمان بود و حكمت را از او اخذ كرد."
(كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 32)
فيثاغورث در قرن پنجم پيش از ميلاد در يونان زندگي ميكرد و حضرت سليمان در قرن 10 قبل از ميلاد در اورشليم زندگي ميكرد. بين اين دو نفر پنج قرن اختلاف هست.
"انبذقلس فيلسوف بزرگ در زمان داوود نبي بود و حكمت را از او و از لقمان حكيم اتخاذ كرد." (كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 33)
انبذقلس - Empedocles - فيلسوف بزرگ يوناني در قرن پنجم پيش از ميلاد و حضرت داوود در قرن دهم پيش از ميلاد زندگي ميكردند.
"از حكما و فلاسفه بزرگ ديگر اسكندر است"
(كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 35)
انصافاً اين يكي درست بود. اسكندر مقدوني از فيلسوفان و حكيمان بزرگ تاريخه. اگه شك دارين برين تاريخ بخونين. !!
تاريخ
"اين موضوع مربوط به امروز و ديروز نيست. دو هزار سال است كه آمريكا ما را استعمار كرده است"
(ديدار با دانشجويان خط امام پس از گروگانگيري اعضاي سفارت آمريكا، جماران، 19 آبان 1358)
پزشكي
"امروز بر دكترهاي كشور ثابت شده كه براي علاج ناخوشيهايي مثل تيفوس و تيفوئيد (حصبه) چاره اي جز عمل كردن به طبق دستورات يوناني نيست و علاجهاي اروپايي نميتوانند كاري به اينگونه مرضها بكنند"
(كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 280)
هنر
اوريانا فالاچي در مصاحبه با امام خميني (متن كامل سخنراني در كتاب مصاحبه با تاريخ نوشته فالاچي- البته اگه كتاب رو تو دست دوم فروشي ها پيدا كردين)
سوال: شما موسيقي را عامل فساد و شهوتراني دانسته ايد. ولي آيا آثار موسيقي كساني چون باخ و موتسارت و بتهون و وردي را نيز با اين همه معنويت آنها عامل فساد ميدانيد؟
امام خميني: من اينهايي را كه اسم برديد نميشناسم ولي اگر مارش جنگي ساخته باشند كارشان خوب است. در غير اينصورت كارشان قابل قبول نيست.
سياست
"اسلام به كاخ كرملين هم كشيده شده، به كاخ سفيد هم كشيده شده. به آمريكاي لاتين هم رفته. به افريقا هم رفته، به مصر هم رفته. ملزم كرده است همه آنها را كه از اسلام اطاعت كنند."
(ديدار با رئيس جمهور و مقامات كشور، جماران، 18 مرداد 1363)
يكي از بركات جمهوري اسلامي اين بود كه مصريهاي كافر بالاخره مسلمان شدند. بقيه جاها هم مسلمان شدند.....
و از اين تاريخ بود كه در قانون اساسي امريكا و شوروي و بقيه دنيا نوشته شد كه بايد قوانين بر اساس شريعت اسلام باشد.
"يكي از راههاي ايجاد اختلاف در يك ملت وجود احزاب است... اساساً احزاب از اول براي اين درست شده اند كه مردم با هم متجمع نشوند. چون دولتها از اجتماع توده ها ميترسند احزاب سياسي را درست كرده اند."
درستش هم همين است: هزاران سال دولتها ميخواستند حزب درست كنند و مردم نميگذاشتند تا اينكه دولتها بر عليه ملتهايشان انقلابهاي "مشروطه يا جمهوري" بر پا كردند و اين حزب ها را درست كردند..
اسلام سياسي يا غير سياسي؟
"روحاني نبايد كار ديگري غير از روحانيت يعني بسط توحيد و تقوي و پخش و تعليم قانون هاي آسماني و تهذيب اخلاق بپردازد"
(كشف الاسرار نوشته امام خميني، صفحه 208)
"اين را بدانيد كه تنها روحانيت ميتواند در اين مملكت كارها را از پيش ببرد. فكر نكنيد كه بخواهيد كنار بگذاريد روحانيت را"
(ديدار با نمايندگان مجلس، جماران 6 خرداد 1360)
دانشگاه كجاست؟
"ريشه تمام مصيبتهايي كه تاكنون براي بشر پيش آمده از دانشگاهها بوده است... همه مصيبتهايي كه در دنيا پيدا شده از متفكرين و متخصصين دانشگاهي است... اگر به اسلام علاقه داريد بدانيد كه خطر دانشگاه از خطر بمب خوشه اي بالاتر است"
(ديدار با اعضاي دفتر تحكيم وحدت حوزه و دانشگاه، 27 آذر 1359)
"ما هرچه ميكشيم از اين طبقه اي است كه ادعا ميكند دانشگاه رفته ايم و روشنفكريم و حقوقدانيم. هرچه ميكشيم از اينها است."
(قم، 1 مرداد 1358)
فرار مغزها
"منافقين هي ميگويند مغزها دارند فرار ميكنند . به جهنم كه فرار ميكنند..... اين دانشگاه رفته ها، اينها كه همه اش دم از علم و تمدن غرب ميزنند بگذاريد بروند. ما اين علم و دانش غرب را نميخواهيم.. اگر شما هم ميدانيد كه اينجا جايتان نيست فرار كنيد.راهتان باز است."
(جماران، 8 آبان 1358)
صادرات انقلاب
"ما بايد به هر قيمت شده باشد انقلاب خودمان را به تمام ممالك اسلامي و تمام جهان صادر كنيم."
(پيام به ملت، 22 بهمن 1358)
"بايد در صدور انقلابمان به تمام جهان كوشش كنيم"
(پيام نوروزي به ملت، اول فروردين 1359)
كشورهاي جهان اعتراض كردند
"ما قصد صدور انقلاب اسلامي را نداريم. اينها حرفهاي دشمنان اسلام است"
(ديدار با مسئولان صدا و سيما، 16 مرداد 1361)
جاسوسي
"هيچكس حق ندارد براي كشف جرم و گناه جاسوسي ديگران را بكند زيرا اين خلاف مقررات اسلام است."
(ماده6 از فرمان8 ماده اي امام خميني به ملت، جماران، 1 مرداد 1361)
"دانش آموزان بايد با كمال دقت اعمال و كردار دبيران و معلمين خود را زير نظر بگيرند و اگر خداي نكرده در يكي از آنها انحرافي ببينند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمايند... اين كار را به صورت مخفي انجام دهند"
(پيام به دانشجويان، دانش آموزان، استادان و دبيران، بازگشايي مدارس در سال تحصيلي 61-62 ، 1 مهر 1361)
حكم مواد مخدر
"تعجب ميكنم كه اين دولت(شاه) چگونه فكر ميكند...در نظر دارند قاچاقچيان هروئين را اعدام كنند.. اين موضوع نه تنهاخلاف اسلام است. خلاف انسانيت هم هست"
(كتاب ولايت فقيه نوشته امام خميني، نجف 1355)
"اينهايي كه مواد مخدر ميفروشند شرعاً مستوجب اعدامند و بايد بدون هيچ تاخيري اعدام شوند. هيچ ترحمي هم در مورد آنها جايز نيست"
(30 ارديبهشت 1359)
بني صدر كي بود؟
"جناب آقاي بني صدر را همين مردم كوچه و بازار از پاريس آوردند اينجا و رئيس جمهور كردند، براي اينكه مردي مسلمان است، مومن است، خدمتگزار است"
(ديدار با استانداهاي كشور، جماران، 18 آذر 1359)
"اين آدم از اول ادعا ميكرد كه مسلمان است و براي اسلام كار ميكند و كذا. من هم از اول فهميدم دروغ ميگويد"
(ديدار با افسران و درجه داران، جماران، 3 شهريور)
------------------------------------------
مطالب زیر در ادامه مطالب بالا به این پست اضافه میگردد:سخنراني امام خميني در نوفل لوشاتو
در ايران اسلامي علما خودشان حكومت نخواهند كرد و فقط ناظر و هادي امور خواهند بود. خود من نيز هيچ مقام رهبري نخواهم داشت و از همان ابتدا به حجره تدريس خود در قم برخواهم گشت.
مصاحبه با خبرگزاري رويتر، نوفل لوشاتو، 5 آبان 1357
در جمهوري اسلامي كمونيستها هم در بيان عقايد خود آزاد خواهند بود.
مصاحبه با سازمان عفو بين الملل، نوفل لوشاتو، 10 نوامبر 1978
در حكومت اسلامي راديو، تلوزيون، و مطبوعات مطلقاً آزاد خواهند بود و دولت حق نظارت بر آنها را نخواهد داشت......
مصاحبه با روزنامه پيزا سره، نوفل لوشاتو، 2 نوامبر 1978
در جمهوري اسلامي زنان در همه چيز حقوقي كاملاً مساوي با مردان خواهند بود.
مصاحبه با روزنامه گاردين، نوفل لوشاتو، 1 آبان 1357
براي همه اقليتهاي مذهبي آزادي بطور كامل خواهد بود و هر كس خواهد توانست اظهار عقيده خودش را بكند.
كنفرانس مطبوعاتي، نوفل لوشاتو، 9 نوامبر 1978
.
نه رغبت شخصي من و نه نه وضع مزاجي من اجازه نميدهند كه بعد از سقوط رژيم فعلي شخصاً نقشي در اداره امور مملكت داشته باشنم.
مصاحبه با خبرگذاري اسوشيتد پرس، نوفل لوشاتو، 17 نوامبر 1975
دولت اسلامي ما يك دولت دموكراتيك به معني واقعي خواهد بود. من در داخل اين حكومت هيچ فعاليتي براي خودم نخواهم داشت.
مصاحبه با تلوزيون NBC ، نوفل لوشاتو، 11 نوامبر 1978
پس از رفتن شاه من نه رئيس جمهور خواهم شد، نه هيچ مقام رهبري ديگري را به عهده خواهم گرفت.
مصاحبه با روزنامه لموند، نوفل لوشاتو، 9 ژانويه
5 comments:
Greetings! you have a worthy blog here. I'll be back to see how things develop.
Try make money site/blog. Pretty much covers make money related stuff.
با سلام و ادب
----
اقاي رادبوي گرامي
گاهي كه نوشته هايتان را مي خوانم ناخوداگاه ان مبلغ مذهبي را تصور مي كنم كه بدون درنظر گرفتن تمامي شرايط مساله وتحليل همه جانبه معضلات جوامع- زمينه تمام الام و دردها و رنجها و گرفتاريهاي بشر را دوري از مذهب ومعنويت و كفر ورزيدن به ذات احديت مي داند و اگر در سرزميني بنا به شرايط طبيعي وكاملا منطقي و علمي شرايط وحوادثي (چون عدم پيشرفت و عقب ماندگي- سيل و زلزله) رخ دهد -كفر و شرك ان قوم را برخ مي كشد و نهايت سعي اش را براي ارتباط عقب ماندگي و بلاياي طبيعي ان جامعه با موضوع مورد علاقه اش بكار مي بندد
.به گمان من دوست گرامي شما و ان روحاني نماينده دو تفكري بسيار نزديك ولي كاملا متضاد و با اين تفاوت كه شما سر همان ريسماني را گرفته ايد كه او از طرف ديگر مي كشد.همانگونه كه او خلا دين ومعنويت را عامل عقب ماندگي و يا به قول خودش قهر خدا مي داند شما وجود انرا عامل معضلات جوامع ديني ميدانيد .با اين استدلالي كه شما مي كنيد در اين دنيا نبايد كشوري فقير و عقب مانده باشد بجز كشورهاي مذهبي وبراستي اين ادعا چقدر با واقعيت سازگار است؟ .
مثالي زنده و روشن مي زنم.كره شمالي را كه هيچ مذهب رسمي اي ندارد چطور استدلال مي كنيد؟حتما براي ان هم نسخه اي تك-علتي مي پيچيد . با اين تفاوت كه بجاي مذهب- الترناتيوي ديگر مي نشانيد
اصولا موضوعات جوامع انساني را منحصر كردن به تك-علت هايي چون دين و مذهب و ناديده گرفتن ساير جوانب و عدم تاثير و تاثر انها بر يكيديگر(همان نقش ديالكتيكي علل اجتماعي جوامع مورد اشاره هگل) و تقليل گرايي و ساده انگاري پيچيدگي ها مسائل انساني به يك عامل بسيط و مجردنتيجه اي بجز دور ماندن از واقعيت نصيبمان نخواهد كرد
از اينكه دين و مذهب هميشه التي پيش برنده در دست حاكمان براي تسلط بر جامعه بوده شكي نيست .من با شما تا انجايي كه حكومتمداران از دين زنجيري بنام ايدوئولوژي ساخته و انرا بر گردن توده جامعه انداخته ومتناسب با شرايط و در خدمت منافع خود انرا تفسير مي كنند موافقم ولي معتقدم گناه حاكمان و نوع استفاده ابزار-وار از دين چيزي بر مسئوليت دين نمي افزايد و گناهي بر ان مترتب نمي دارد
سلام . آقای رادبوی درود بر شما و تشکر از تشریف فرمایی های مکررتان . طرح و مطرح کردن اعتیاد در جوامع بشری معضلی قدیمی و کهنه است . اما غلبه کردن بر آن نیز به شهادت و رشادت کشوری چون کشور چین کمونیست شدنی و حتمی ست . همین کشوری که در حال حاضر پا به پای کشورهای اقتصادی بزرگ و مطرح دنیا سیر صعودی طی می کند و بازارهای جهان را یکی پس از دیگری با تولیدهای انبوه خود فتح می کند . روزگاری استعمار پیر «انگلستان» برای به یوغ کشیدن ، دوشیدن و استثمار کشور کثیرالجمعیت چین ترباک را صادر ، و برای تشویق و ترغیب آنها سوخته اش را به دو برابر قیمت خریداری میکرد . پدر من در آن دوران شاهد پهلو گرفتن و لنگر انداختن کشتیهای حامل لولهای تریاک به مقصد چین در گمرک بندر بوشهر بوده و اینها را بارها برای من تعریف کرده است . الغرض اینکه رفع این معضل شدنی و در گرو جنبش و اهدافی مردمی و انقلابی دیر یا زود میسر است . به امید آن روز .
جناب اقای رهگذر، سلام و ممنون از توجه تان به نوشته های من!
آقای رهگذر، شما کاملا مختار وآزادید که هر گونه برداشت وتعبیری که دوست دارید از نوشته ها وقصه های من بکنید!چون در هر حال من وشما از دو دیدگاه کاملا متفاوت، به جهان و پدیده های پیرامون مان می نگریم وتفسیر شان می کنیم .ا
شاید در مورد برخی مسائل فرعی نظرات مشترکی داشته باشیم ولی صد البته که در رابطه با مسائل اساسی و ایدئولوژیک به دو دنیای کاملا متفاوت تعلق داریم .
من ماتریالیست هستم ، شما ایدالیست . من معتقد به (شدن) تغییر هستم، شما به لایتغیر معتقدید . من منکر خدا هستم ، شما معتقد به خدا هستید. من ..... ، شما .....
حال به همین چند مورد بسنده می کنم و از شما صادقانه می پرسم ، شما بیشتر با آن آخوندی که مثالش را آوردید قابل جمعبندی هستید یا من؟
راستی شما با این همه قدرت تحلیل و تفسیر ومطالعه، چطور هیچ وجه تشابهی بین دوکشورکرهُ شمالی و ایران پیدا نکردید ؟ چطور از عهدهُ تشخیص انجماد مطلق ایدئولوژیک و فناتیسم پوسیدهُ مشترک شان ، بر نیامدید؟! رهبران کرهُ شمالی اگر مارکسیست هم بوده باشند ( که هیچ وقت نبودند) از آن مذهبی تراشیده اند و سجده اش می کنند.
راستی شما انتظار داشید که من در یاد داشت بیست وسه کلمه ای ام کل دلایل مسائل ومصائب جامه را توضیح می دادم؟
با سلام و ادب
رادبوي گرامي
از اينكه لطف كرده و كامنت مرا لايق جواب دادن دانستيد بسيار سپاسگذارم.از ادامه دادن بحث حذر مي كنم و به استناد جواب شما چنين بحث هاي از سوي دو نفر با ديدگاههاي اساسي كاملا متفاوت نسبت به "وجود و عالم هستي" مفيد فايده نخواهد بود و اصلح انست كه قضاوت را به خوانندگان سطور فوق واگذار كنيم.
در ضمن اختلاف نظر هايمان به جاي خود و دوستي هايمان پابرجا/برقرار باشيد
Post a Comment